دانلود پایان نامه در مورد  ب: دلایل توریسم جنسی:

امروزه توریسم جنسی جرمی مجزا از تجاوز جنسی در محدوده بین المللی به عنوان جرمی سنگین و دارای منفعتی عظیم رو به گسترش است. توریسم جنسی حتی از قاچاق مواد مخدر نیز سود آور تر است زیرا در قاچاق مواد مخدر از آن تنها یک بار میتوان استفاده کرد اما در توریسم جنسی، کودکان بی دفاع بارها و بارها مورد سوء استفاده قرار می گیرند و درآمد سرشاری را برای بزهکاران به همراه دارند. هرچند فقر اقتصادی همانطور که در ادامه خواهد آمد از دلایل توریسم جنسی است اما ضعف حکومت های مرکزی و دخالت برخی دولت ها در امر قاچاق بسیار موثر است. سود سرشار این صنعت باعث شده حتی بسیاری از ماموران دولت نیز در قاچاق اطفال شرکت کنند.

در مورد افرادی که در پی سوء استفاده از کودکان هستند و به عبارتی راضی به صنعت توریسم و سوء استفاده جنسی از کودکان می باشند، دلایل متعددی ذکر شده است. به طور کلی وجود فشارهای روانی، راحتی، کنجکاوی و نبود لذت جنسی از راه معمول، ضریب اطمینان زیاد نسبت به عدم کشف جرم، احتمال کم وجود بیماری ها از جمله این دلایل اند.

در خصوص دلایل توریسم جنسی در بین شبکه فعال و غیر فعال می توان تفکیک قائل شد. در بین اعضای شبکه فعال توریسم، وجود سود سرشارو منفعت بسیار بالا که برای اعضا به ارمغان می آورد این صنعت را هر روز رو به گسترش نهاده است اما در زمینه شبکه غیر فعال نیز میتوان به دلایل زیر اشاره کرد:

  • فقر؛

تنگ دستی از علت های اصلی سوء استفاده است. هنگامی که خانواده ای برای تامین  ابتدایی ترین مایحتاج خود دچار مشکل می شود والدین به ویژه کودکان به امید یافتن شغل مناسب و درآمد بیشتر به فساد کشیده می شوند، حتی چه بسا کودک با اجبار والدین رو به این امر آورد.

  • از هم پاشیدگی خانواده ها؛

کودکان در وضع نابسامان خانوادگی قربانیان اصلی هستند و به عنوان ابزار و وسیله ای برای کسب درآمد به صنعت سکس به اجبار کشیده می شوند.[۱]

  • تعدادی از انجمن های غیر دولتی و سایر سازمان های بین المللی تخمین می زنند که نزدیک به ۲۰ درصد از سفر های بین المللی با اهداف جنسی صورت می گیرد و ۳ درصد از این کودکان کسانی هستند که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند. بهره کشی جنسی از کودکان در سطح جهان در کشورهای در حال توسعه در حد نگران کننده ای رو به رشد است هر ساله نزدیک به ۲ میلیون دختر و پسر مجبور به شرکت در چرخه ها بین المللی خود فروشی تجاری هستند و به ۱۰ میلیون کودکی که تا کنون با انواع مختلفی از استثمار جنسی در سراسر جهان مواجه شده اند اضافه می شوند.[۲]

 

بند سوم: نقش سازمان های مردم نهاد در پیش گیری از جرایم جنسی علیه کودکان؛

دیدیم که آدمی چگونه می تواند هم نوعان خود آن هم کودکان را مورد بد ترین سوء استفاده ها قرار دهد. به واقع بهره کشی جنسی از کودکان و نو جوانان از بد ترین و مضر ترین اشکال سوء استفاده است که از کودکان و نو جوانان می شود. آثار روحی و جسمی که این بهره کشی ها بر طفل باقی می گذارد، در بزرگ سالی خود را پر رنگ تر نشان می دهند. آمار ها ثابت کرده اند که اکثر بزه کاران جنسی خود در کودکی قربانی سوء استفاده جنسی بوده اند. از آن گذشته سر افکندگی و خاطرات تلخ ناشی از این بهره کشی ها در بسیاری از موارد باعث بیماری های شدید روانی و عاطفی می باشد. از این رو اقدامات پیش گیرانه در این زمینه اهمیت بسیاری دارد. سازمان های مردم نهاد که برای حمایت از کودکان به وجود آمده اند، قطعا در این زمینه نیز فعالانه به خدمت مشغول هستند. این سازمان ها ضمن شناسایی کودکان بزه دیده باید در اولین قدم سعی کنند آنها را از محیط های جرم زا دور نمایند. گام بعدی باید استفاده از مشاوران متخصص برای بهبود شرایط روحی و فراموشی حوادث اتفاق افتاده باشد. همان طور که در مباحث قبل گفتیم و در مباحث بعدی نیز بیان خواهیم کرد، بیشتر نهاد های مردمی در مراکز خود با ایجاد بخش های مشاوره برای کودکان به ارائه خدمات به آنها  می پردازند. این مشاوران داوطلب می توانند بهترین کمک را به اطفال بزه دیده جرایم جنسی بنمایند. گام دیگر دادن آموزش و آگاهی به کودکان و خانواده های آنان است. زمانی که کودک و به خصوص والدین او از خطرات احتمالی برای کودک مطلع باشند، میتوانند خود از آسیب جلو گیری کنند. همان طور که دیدیم در بسیاری موارد مشکلات مالی موجب سوء استفاده از کودک می گردد. مسلما حمایت های مالی نهاد های مردمی می تواند لا اقل در موارد مشابه از چنین حوادث اندوه ناکی پیش گیری کنند. چه خانواده هایی که فقر مالی آنها را وا می دارد تا کودک خود را در ظاهر به ازدواج دیگری در آورند و در باطن بفروشند. این امر بسیار به ویژه در هومه های شهر ها که متأسفانه از وضع مالی و فرهنگی پایین تری بهره مند است، دیده می شود. آسیب های جسمی ناشی از این بهره کشی ها نیز قابل توجه است. در بسیاری موارد حتی ممکن است به عدم توانایی بارداری طفل در بزرگ سالی منجر شود. معرفی این گونه اطفال به مراکز درمانی و پزشکان مربوطه و حمایت بعدی از آنها موجب پیش گیری از آسیب بیشتر آنها در سنین بالا می باشد.

مبحث سوم: بزه دیدگی روانی اطفال

در این مبحث بر آنیم تا نوعی دیگر از آسیب دیدگی یعنی بزه دیدگی روانی اطفال را بررسی کنیم. منظور ما از بزه دیدگی روانی اطفال آن گونه صدمات و سلب حقوقی است که به نوعی حیثیت و شخصیت روانی آنها را در معرض خطر قرار داده و در واقع سلامت معنوی و روانی کودکان و نو جوانان را به مخاطره انداخته است. سلامت اخلاقی و روانی طفل نقش بسیار مهمی در سرنوشت او بازی میکند. چنان که اگر کودکی در سنین پایین دچار لطمات شدید روانی گردد، در فر آیند تشکیل شخصیت و جامعه پذیری دچار مشکلات عدیده میشود. طفلی که از نظر روانی سالم نباشد و به معضلات گوناگون اخلاقی و معنوی دچار شود، در بزرگ سالی و حتی در همان نو جوانی نشانه های نا سازگاری و عدم خود کنترلی را بروز میدهد.چگونه میتوان انتظار داشت مثلا طفلی که از ساده ترین حقوق خود چون آموزش برخوردار نبوده و در نتیجه آنطور که باید جامعه پذیر نشده، نسبت به بقیه احساس نوعی سر خوردگی و حقارت ننماید،  به خوبی با بقیه بتواند ارتباط برقرار کند. پس از ازدواج با همسر و فرزندان خود مهربان و با درایت رفتار نماید. از این رو در این مبحث به مهم ترین این نوع بزه دیدگیها یعنی ممنوعیت از تحصیل و آموزش و محرومیت از بهداشت سالم اشاره میکنیم.

گفتار اول: ممنوعیت از تحصیل و آموزش

الف: اهمیت آموزش و مفهوم آن؛

امروزه بحث اهمیت دادن به آموزش به ویژه در کشور های در حال توسعه از جمله مهم ترین دغدغه های جوامع کنونی میباشد. اهمیت آن نیز از این روست که معضل بی سوادی خود پدید آورنده مشکلات اقتصادی، اجتماعی فرهنگی دیگر میباشد. از طرفی، مقدمه کسب دانش و علوم گوناگون نیز سواد آموزی است تا از این طریق بتوان از عقاید، علوم و فنون مختلف مطلع شده و آگاهی های خود را به دیگران منتقل کرد. تا جایی که رشد سواد آموزی اطفال و کاهش بی سوادی یکی از مهمترین شاخص های پیش رفت را تشکیل داده و چه بسا دولت هایی که توانسته اند در این چند دهه اخیر به خصوص با رهایی یافتن از استعمار و استثمار دیگر کشور ها، با توجه ویژه به سواد آموزی و تحصیل کودکان به پیشرفت های چشم گیری دست یابند[۳].

اما آموزش چیست؟ آموزش مفید چه باید باشد؟ مسلم است که نحوه آموزش اطفال نیز در این میان مهم میباشد. آموزش نا صحیح حتی می تواند خود گمراه کننده بوده و باعث کشیده شدن کودک به بیراهه گردد. در اینجا باید توجه داشت که آموزشی مفید خواهد بود که بتواند طفل را با واقعیت های زندگی، دانش های مفید روز و زندگی هر چه بهتر در جامعه فردا آماده کند. کالوچی یکی از علمای تعلیم و تربیت در باره آموزش چنین می گوید؛ آموزش برای تدوین اداره همگان، حفظ دین از مخاطرات و رواج بشر دوستی لازم است. [۴]

لاک نیز در این خصوص چنین بیان داشته؛ آنچه که هر خانواده در باره فرزند خود آرزو می کند، علاوه بر ارثیه ای که برای او باقی خواهد گذاشت در چهار کلمه خلاصه میشود؛ نیک نفسی، اندیش مندی، زاد و ولد و دانش[۵].

به نظر دکتر علی علاقبند نیز؛ آموزش فر آیندی است که به واسطه آن مجموعه اعتقادات، ارزش ها هنجار ها، دانش ها و مهارت های جامعه به نسل بعدی منتقل میگردد[۶].

از نظر علوم اقتصادی نیز آموزش نوعی سرمایه گذاری است که سود آن بیش از دیگر سر مایه گذاری ها می باشد.

آموزش مهم ترین عامل توسعه و رشد فرهنگ در جوامع بوده و هر کشوری که در این زمینه توجه خاص مبذول داشته بعدا در تمام جوانب اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به پیشرفتهای شگرفی دست یافته است.

بدین ترتیب اگر بخواهیم تعریفی از آموزش به دست دهیم باید

چنین بگوییم؛ آموزش را میتوان حق یا امتیازی دانست که توسط هر جامعه در دسترس افراد آن قرار میگیرد تا نتایج آن در بهبود کلی گردش امور جامعه مؤثر واقع گردد.

بنابراین بهبود و حرکت مفید امور جامعه در گرو آموزش و آموزشی صحیح نیز در گرو اصلاحات اجتماعی میباشد.

آموزش موجب بالا رفتن سطح موقعیت اجتماعی فرد شده و در پیش رفت او مؤثر است از نظر جورج پیکی ینگ هدف آموزش باید آماده ساختن و پرورش اطفال برای مواجهه با دشواری ها و مشکلات اجتماعی، تقبل مشاغل مورد نیاز جامعه و سازندگی در دوران فراغت فردی و اجتماعی  بدان گونه که امروز وجود دارد و در آینده پیش بینی میشود، باشد.

گزارش راین نیز اهداف آموزش را چنین بر میشمارد:

آموزش مهارت ها به گونه ای که بتواند در امر عمومی تقسیم کار نقشی ایفا کند، گسترش مهارت تفکر، پیشبرد امر فراگیری و نشر و ترویج فرهنگ مشترک و معیار های فرهنگ ملی. [۷]

بنا بر مطالب بالا آموزش صحیح باید روش درست اندیشی و نحوه زندگی سالم و مفید در جامعه را به کودک یاد دهد تا وی بتواند ضمن ارتقای سطح علمی، اجتماعی و… خود برای ساختن جامعه خویش و اثر گذاری مفید بر آن آماده گردد.

نکته دیگر که برای روشن شدن مطلب باید بدان اشاره کرد تقسیم آموزش به دو نوع رسمی و غیر رسمی است. که آموزش رسمی نیز در ایران خود به دو نوع آموزش گاهی و دانش گاهی تقسیم میشود.

دسته آموزش گاهی تحصیل تا مقطع متوسطه را در بر میگیرد و دسته دانشگاهی یا تحصیلات عالیه مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را شامل میشود.

در این میان میتوان از آموزش توسط نهضت سواد آموزی، کانون اصلاح و تربیت اطفال و آموزش هایی که در برخی نهاد های مردمی داده میشود، به عنوان انواع آموزش غیر رسمی نام برد.

نهضت سواد آموزی طبق آیین نامه اجرایی تبصره ۶۲ قانون  برنامه ریزی دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آموزش اطفال لازم التعلیم باز مانده از آموزش رسمی و بزرگ سالان بی سواد را بر عهده دارد.[۸]

مقاله - متن کامل - پایان نامه

اطفال و نو جوانانی که وارد کانون اصلاح و تربیت میشوند چه با سواد یا بی سواد، باید در کلاس های درس حضور یابند. در حال حاضر در کانون اصلاح و تربیت سه گونه کلاس های سواد آموزی برای اطفال بی سواد و کسانی که بین تحصیلات رسمی آنها وقفه افتاده تشکیل میشود.

گفتنی است که این گونه کلاسها به صورت کلاسیک اداره نشده و تنها به گونه ای است که طفل را برای حضور و موفقیت در آزمونهای رسمی آماده کند.

ب؛ حمایت تقنینی از آموزش و تحصیل اطفال

در این راستا ابتدا قوانین مهم داخلی و در بخش بعدی مهمترین مقرره های جهانی را از نظر می گذرانیم.

  • قوانین داخلی؛
  • قانون آموزش و پرورش عمومی اجباری و مجانی؛

این قانون که در تاریخ ۵/۶/۱۳۲۲ تصویب شده است در ماده یک خود چنین می آورد؛

دولت مکلف میگردد تا از سال ۱۳۲۲ به مدت ۱۰ سال  آموزش و پرورش عمومی را تا مقطع ابتدایی در سراسر کشور اجباری و رایگان گرداند.

همچنین در ماده واحده اصلاحی این قانون مصوب سال ۱۳۵۰ آموزش و پرورش عمومی کشور در دو مقطع اجرا یعنی ۵ سال مقطع ابتدایی و سه سال مقطع راهنمایی پیش بینی گردیده بود. مضافا بر این که برای والدینی که اطفال خود را برای آموزش تا مقطع ابتدایی نفرستاده باشند ضمانت اجرای کیفری تعیین کرده بود.

  • قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و جوانان ایرانی

این قانون که در تاریخ ۳۰/۴/۱۳۵۳ به تصویب رسیده است تقریبا کامل ترین قانونی است که به تفصیل حق آموزش و پرورش اطفال و نو جوانان ایرانی را به رسمیت شناخته است. ماده یک این قانون اشعار میدارد

کلیه اطفال و جوانان ایرانی که واجد شرایط تحصیل می باشند باید بدون هیچ گونه مانعی به تحصیل بپردازند و هیچ کس نمیتواند آنان را از تحصیل باز دارد به جز به مجوز قانونی.

در مواد بعدی والدین طفل موظف شده اند تا نسبت به ثبت نام طفل خود در مدارس تا مقطع ابتدایی اقدام کنند و در غیر این صورت وزارت آموزش و پرورش این وظیفه را خواهد داشت.

– قانون اساسی ایران؛

قطعا دولت مهم ترین نهادی است که باید امر آموزش و پرورش را در سر لوحه برنامه های خود قرار دهد. در این باره نیز قانون اساسی ایران که بنیادی ترین قانون ملی است در اصل سی ام خود مقرر میدارد؛

دولت باید وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه افراد ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم نماید و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خود کفایی گسترش دهد.

همان طور که می بینیم طبق این اصل آموزش و پرورش رایگان برای افراد ملت تا مقطع متوسطه ارتقا یافته است که این امر مطلوبی می باشد چرا که در دنیای امروز با گسترده شدن علوم و فنون مختلف هر چه سطح سواد مردم جامعه بالا تر رود، میزان پیشرفت و موفقیت آن جامعه رشد بیشتری  خواهد داشت.

  • حمایت در اسناد بین المللی؛

در اسناد و مقررات جهانی گوناگون به امر آموزش و تحصیل کودکان اشاره رفته است ما در این جا به طور خلاصه به برخی از این اسناد اشاره میکنیم.

– اعلامیه جهانی حقوق بشر

در این اعلامیه که در فصول پیش بدان اشاره کردیم ضمن تأکید بر به رسمیت شناختن حق آموزش و پرورش برای کودکان، اجباری کردن آموزش ابتدایی برای اطفال ۶تا ۱۱ ۱۲ ساله، گسترش امکانات تحصیل در دبیرستان ها و تحصیلات عالی را پیشنهاد کرده است.

– در این خصوص ماده ۲۶ اشعار میدارد؛

هر کس حق دارد تا از آموزش و پرورش برخوردار باشد. آموزش و پرورش تا جایی که مربوط به تعلیمات ابتدایی  است باید مجانی باشد.

– اعلامیه حقوق کودک؛

در این اعلامیه نیز بر حق تحصیل اطفال تأکید شده به این صورت که در ماده ۷ آن بیان داشته که کودک باید حداقل از آموزش و تحصیل تا مدارج ابتدایی به شکل رایگان و اجباری بهره مند گردد.  کودک باید از آموزشی برخوردار گردد که در راه پیش برد فرهنگ عمومی او بوده و چنان سازنده باشد که کودک بتواند در شرایط مساوی استعداد، قضاوت فردی و  درک مسئولیت اجتماعی خود را افزایش داده و فردی مفید برای جامعه شود. چنین وظیفه ای در مرتبه نخست بر عهده والدین است و دولت و جامعه باید کوشش کند تا برخورداری از این حق را رایج سازد. با دقت و تأمل در  مفاد اصل نه این اعلامیه باید اذعان کرد که منظور از وسیله مبادله قرار گرفتن مذکور در این اصل، خرید و فروش معاوضه و به طور کلی سوداگری کودکان می باشد.[۹]

– کنوانسیون حقوق کودک؛

در ماده ۲۸ این کنوانسیون در راستای حمایت از کودکان به حق آموزش و تحصیل اطفال اشاره شده است و در درجه اول این تکلیف بر عهده والدین گذاشته شده و بر اجباری و رایگان بودن آن تأکید رفته است.

در این کنوانسیون ضمن لزوم فراهم کردن امکانات آموزش و پرورش و در دسترس بودن مدرسه و امکانات آموزشی، برای عملکرد دولت ها در این زمینه راهنمایی هایی نیز داده شده تا با توجه به این دستور العملها دولت ها را وادار به توجه به ضرورت این امر کرده باشد.

ج: مشکلات پیش­روی تحصیل و آموزش کودکان و نقش سازمان­های مردم نهاد در پیشگیری از این موانع

در این بخش ضمن دسته بندی و بیان مشکلاتی که باعث عدم بهره مندی کودکان و نو جوانان از حق آموزش و تحصیل میشوند عملکرد سازمان های مردم نهاد را در پیشگیری و حمایت از این کودکان بررسی میکنیم.

۱- عوامل آموزشی؛

مهمترین این عوامل نبود مدارس در دسترس به ویژه برای روستاییان و عشایر میباشد. نبود مدارس یا دوری آنها میتواند موجب باز ماندن این اطفال از تحصیل گردد. وقتی که مکانی برای آموزش نباشد حتی اگر طفل و خانواده اش هم بخواهد نمیتواند از این حق برخوردار شود.

عامل دیگر میتواند رفتار بد اولیای مدارس با کودکان و نوجوانان باشد. زمانی که کودک که در سنین پایین بسیار حساس نیز میباشد با برخورد تند معلمان و سایر مسئولان مدارس مواجه میشوند، تمایل خود را برای شرکت در محیط آموزشی از دست میدهند و در نتیجه ترک تحصیل میکنند. شکل بدتر این حالت آن است که کودک در مدرسه توسط کارکنان آن تنبیه شود. در این صورت مدرسه که اساسا برای حمایت و رشد کودک تشکیل شده است، به گونه ای عمل کرده که باعث به وجود آمدن عقده های روحی و روانی در طفل شده و در رفتار آینده فرد با دیگران تأثیر بدی میگذارد.

عامل مؤثر دیگر، کمبود معلمان به خصوص معلمان مجربی هست که بتوانند کودکان را جذب مدرسه نمایند طوری که آنها واقعا مدرسه را خانه دوم خود بدانند. کمبود امکانات آموزشی نیز مزید علت میشود.

در این راستا سازمان های مردمی فعالیتهای مفیدی میتوانند انجام دهند. این سازمانها میتوانند در درجه اول با جذب کمک های مردمی برای ساخت مدارس مورد نیاز در سراسر کشور مثمر ثمر باشند. آنها هم چنین میتوانند با دادن مشاوره های سازنده به معلمان و در کل به مسئولان مدرسه در جهت بهبود رابطه آنها با کودکان و رفتار صحیح با آنها نقش خود را ایفا نمایند.

این گونه نهاد ها با در اختیار گذاشتن نیرو های داوطلب در راستای برآورده کردن کمبود معلمین تلاش میکنند. همچنین تجربه نشان داده که این داوطلبان بازده بیشتری دارند چون همانطور که میدانیم آدمی وقتی کاری را بدون چشم داشت مادی و صرف علاقه انجام دهد، از هیچگونه کوتاهی دریغ نمیکند.

  • عوامل فرهنگی

مهمترین عامل فرهنگی آداب و رسومی هست که در بطن خانواده ها رسوخ کرده است. دید بد بسیاری از آنان نسبت به مدرسه رفتن اطفال و ترجیح آنان بر اینکه او کار کند تا بیشتر به درد خانواده بخورد به ویژه در خانواده های روستایی بسیار رواج دارد.

معضل دیگر ازدواج زود هنگام مخصوصا دختران می باشد که به جای اینکه طفل را برای زندگی بهتر در جامعه آماده کنند و بهترین راه یعنی آموزش او را مورد توجه قرار دهند با ازدواج زود هنگام طفل باعث میشوند تا او از رفتن به مدرسه محروم گردد. بدین ترتیب طفلی که باید برای آموختن نحوه زندگی بهتر به مدرسه برود و رشد کند زود تر از موعد وارد زندگی روزمره و واقعی میشود و چون نیاموخته چگونه باید زندگی کند با مشکلات بسیاری برخورد میکند. با کوچک ترین مشکلات از پای در میآید، نمیتواند با همسر و فرزندانش رابطه صحیح برقرار کند.و..

در این میان خود بیسوادی خانواده مزید علت میشود تا طفل از آموزش باز بماند.

در این راستا نیز سازمان های مردم نهاد با فرهنگ سازی عملا وارد صحنه میشوند. این سازمانها با دادن مشاوره های گوناگون به اطفال و خانواده های آنها سعی میکنند تا آنها را متقاعد کنند که در اشتباه اند و رفتن کودک به مدرسه بیشتر از هر چیز دیگر میتواند برای خانواده و سر نوشت او مفید باشد. این سازمان ها سعی میکنند تا به خانواده ها بفهمانند که تا زمانی که فرزند آنها به مدرسه نرود و اصول زندگی را نیاموزد، نمیتواند برای جامعه مفید باشد و از آن مهمتر نمیتواند در زندگی آینده خود موفق بوده و با رفتن به مدرسه برای والدین خود نیز مثمر ثمر تر باشد. برخی از این نهاد ها حتی برای این منظور آموزش خانواده ها را نیز در برنامه های خود جای میدهند تا بدین وسیله عملا به آنها بفهمانند که هیچ چیز بهتر از با سوادی نیست، بدین شکل خانواده ها وقتی لذت سواد آموزی و اثرات واقعی آن را لمس میکنند، به فواید آموزش فرزندان خود پی برده و در بسیاری موارد آشکارا اظهار پشیمانی می نمایند.

  • عوامل اقتصادی؛

بی شک مهمترین این عوامل فقر مالی خانواده هاست. این امر نیز متأسفانه در خانواده های روستایی بیشتر دیده میشود. زمانی که خانواده نتواند از برطرف کردن نیازهای اولیه خود بر آید، ترجیح میدهد که به جای به مدرسه فرستادن فرزندان خود، آنها را به سر کار بفرستد تا از این رو کودک بتواند منبع در آمدی برای خانواده خود گردد. بدیهی است که شانس کودکی که کار میکند برای رفتن به مدرسه و تحصیل پایین می آید.

پر جمعیت بودن خانواده ها نیز در این میان موجب میشود تا با بالا رفتن بار مالی خانواده فرزند آن از رفتن به مدرسه باز بماند. خانواده در این شرایط چون نمیتواند مخارج اولیه خود را به نحو احسن تأمین کند با باز داشتن فرزند خود از مدرسه در نظر خود یک بار مالی را کاهش میدهد.

سازمانهای مردم نهاد در این زمینه نیز میتوانند نقش پر رنگی داشته باشند. اولین کمک این سازمان ها در اختیار قرار دادن وسایل آموزشی از قبیل دفتر، خودکار، قلم، کتاب و… می باشد. از این رو بار خانواده ها برای رفتن فرزندانشان به مدرسه کم میشود. فعالیت دیگر این نهاد ها، تأسیس یا تحت پوشش قرار دادن مدارسی  است که به طور رایگان تمام خدمات آموزشی را در اختیار کودکان و نو جوانان قرار میدهد. این مدارس کودکانی را که خانواده هایشان به دلیل فقر مالی یا مشکلات دیگری که به آنها اشاره کردیم شرایط رفتن به مدرسه را ندارند، تحت حمایت خود قرار میدهند.

مثال بارز این سازمانها انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان میباشد که با تأسیس سه مرکز آموزشی و فرهنگی، تحت عنوان خانه های مهر در حصارک کرج، مهر شهر کرج و سر آسیاب موفقیت های بزرگی به دست آورده است. در این مراکز نیروهای داوطلب به آموزش اطفال مشغول می باشند. خط مشی جالب این انجمن بر این است که سعی میکند به جای این که به دنبال چنین کودکانی برود، آنها را به آنجا جذب کند. بدین ترتیب که با مستقر کردن مراکز خود در این سه منطقه توانسته کودکان بسیاری را به آنجا بکشاند و طبیعی است که وقتی کودکی چنین امکاناتی را میبیند برای سایر دوستان خود تعریف کرده و آنها را نیز جذب مراکز میکند. در این مراکز ضمن آموزش رایج در سایر مدارس، امکاناتی برای ورزش و تفریح کودک که از دیگر حقوق اساسی اوست فراهم می باشد. کودک در همان جا خواندن و نوشتن را فرا گرفته، از امکانات بازی چون عروسک و ماشین های اسباب بازی استفاده میکند و در همان جا از وسایل ورزشی مثل فوتبال دستی و پینگ پونگ و.. بهره میبرد. حتی این نهاد با برگزاری اردوهای تفریحی به طور متناوب و یا بردن بچه ها به استخر شنا باعث میشود تا کودک احساس خوشبختی کرده و با احساس رضایت از شرایط موجود کمی تا بسیاری از مشکلات را به فراموشی بسپارد.

لازم به ذکر است که در این مراکز افرادی برای مشاوره های رایگان وجود دارند که در زمینه های مشکلات خانوادگی و تحصیلی به کودکان و خانواده های ایشان، راهنماییهای لازم را میدهند. این مرکز با بهره گرفتن از این مشاوران و کارکنان مجرب خود سعی دارد تا با نوعی فرهنگ سازی در این خانواده ها با معضلاتی چون ازدواج زودرس دختران، دید بد برخی از خانواده ها به مدرسه، اهمیت آموزش در کنار کار برای کودکان و.. مبارزه کند.

برگزاری کلاسهای مهارت های زندگی که کودکان را برای اداره زندگی خود و مسایل پیش رو آنان آماده میکند، از دیگر خدمات ارزنده این انجمن می باشد.این مهارت ها عبارت اند از؛ مهارت خود آگاهی، همدلی، روابط بین فردی، ارتباط مؤثر، مقابله با استرس، مدیریت بر هیجان ها، حل مسئله، تصمیم گیری، تفکر نو آور و تفکر نقادانه.[۱۰]

گفتار دوم؛ محرومیت از بهداشت

بهداشت مناسب از حقوق اولیه هر انسانی می­باشد. آدمی برای این که بتواند زندگی سالمی داشته باشد و به پیشرفت و رشد مناسب دست یابد، نیازمند سطح قابل قبولی از بهداشت است. چگونه می­توان انتظار داشت که انسان بدون برخورداری از بهداشت صحیح، بتواند پیشرفت کند و توانمندی­های خود را به فعلیت رساند و نهایتاً در اجتماع مفید باشد. اجتماعی که خود بیمار است به تبع اعضای خویش را هم بیمار می­ کند. نبود بهداشت باعث بالا رفتن نرخ مرگ موالید می­شود، شیوع بیماری­های مختلف، آسیب­های مغزی و جسمانی و در مجموع زوال جامعه از نتایج ناتوانی در تأمین بهداشت فردی در جامعه است. محروم بودن از یک زندگی سالم، حق بهره­مندی از بهداشت مناسب، که زمینه­ساز بسیاری از پیشرفت­ها می­باشد را از آدمی دریغ می­ کند.

ضرورت مراقبت­های بهداشتی از کودکان دارای اهمیت به سزایی است. کودکان با توجه به سن کم و آسیب­پذیر بودن بیشتر در معرض خطر قرار دارند. میزان مقاومت جسمانی آنها در مقابل بیماری­های واگیردار نسبت به بزرگسالان بسیار کم است. از طرفی زمانی که بیمار می­شوند به مراقبت­های پزشکی بیشتر نیازمندند. همچنین مسلم است بسیاری از داروهایی که برای بزرگسالان به کار برده می­شود، ممکن است با شرایط جسمانی کودک سازگار نباشد. به همین منظور باید داروهای ویژه کودکان همه جا در دسترس خانواده­ها باشد. در این میان بیماری­هایی وجود دارد که خاص کودکان می­باشد، مانند بیماری فلج­اطفال. بنابراین، باید برای محافظت کودک در برابر این بیماری­ها اقدامات ضروری صورت گیرد. یکی از بهترین اقداماتی که می­توان به آن اشاره کرد واکسیناسیون اطفال می­باشد. سال­ها تجربه نشان داده که واکسیناسیون کودکان می ­تواند از مرگ­ومیر آنها جلوگیری کند. ضمن اینکه کودکی که در سنین پایین در قبال بیماری­های خطرناک واکسینه می­شود در بزرگسالی نیز توان دفاعی بیشتری برای مبارزه در مقابل بیماری­ها از خود نشان می­دهد .[۱۱]

به حق بهره­مندی از بهداشت سالم به­ویژه برای کودکان در بسیاری از اسناد جهانی اشاره شده است.

در بند الف ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر به حق بهره­مندی همه افراد بشر از رسیدگی­های پزشکی اشاره رفته است.

در اعلامیه جهانی حقوق کودک نیز در اصل چهار به حمایت از کودک و مادر در زمان قبل و بعد از تولد اشاره شده و در قسمت پایانی آن اشعار می­دارد؛

کودک باید امکان برخورداری از تغذیه، مسکن، تفریحات و خدمات پزشکی را داشته باشد.

همان­طور که ملاحظه می­کنید، در این ماده به حق بهداشت در کنار حقوق اولیه هر کودک یعنی تغذیه و مسکن و تفریح اشاره شده است که نشان از اهمیت آن می­باشد.

در کنوانسیون حقوق کودک نیز از حق بهداشت کودکان به عنوان یکی از مهم­ترین حقوق این قشر نام برده  شده و موادی  در این خصوص اختصاص داده شده است. در ماده ۲۴ تحت عنوان مراقبت­های بهداشتی ضمن تأکید بر به رسمیت شناختن حق کودک از برخورداری از سلامت و استفاده از همه امکانات برای سالم ماندن و بهبودی و درمان بیماری­ها توسط دولت­ها در بند دو خود از دولت­ها خواسته است که برای تأمین این حقوق اقدامات لازم را انجام دهند و برخی از این اقدامات را خود اشاره کرده که عبارت اند از:کاهش تعداد مرگ و میر نوزادان، سازمان­دهی خدمات درمانی عمومی برای کودکان، توجه به سلامت  مادران قبل و بعد از تولد فرزند، مبارزه با بیماری، سوء تغذیه، تهیه مواد غذایی و آب­آشامیدنی سالم، آموزش اصول بهداشتی صحیح به فرزندان و والدین و اقداماتی از این قبیل.

حال باتوجه به اهمیت بهداشت و اصول بهداشتی برای کودکان، قصد داریم نقش سازمان­های مردم نهاد را دربهره مندی  اطفال از بهداشت جسمی و روانی شرح دهیم. در این راستا با تقسیم­بندی این گفتار به دو بند مطلب را موشکافی می­کنیم.

بند الف: بهداشت جسمانی

بهداشت جسمانی کودک شامل مواردی می­باشد که به سلامت جسمانی او مربوط است. مبارزه با بیماری­های خاص کودکان چون فلج اطفال و آبله در این گروه جای دارند. هرچند این گروه بیشتر مربوط به بزه­دیدگی جسمانی اطفال می­شود، اما باتوجه به گستردگی این گفتار و ارتباط مستقیم آن با روان طفل، آن­را در این بخش مورد مداقه قرار داده ایم. باتوجه به اینکه بیماری­هایی که می ­تواند طفل را به­ویژه در سنین پایین و در دوران نوزادی در معرض آسیب و یا مرگ قرار دهد بسیار است، بهترین راه پیشگیری واکسیناسیون به­موقع اطفال می­باشد. همچنین در دسترس بودن داروهای مناسب، امکان بهره­مندی از پزشکان مجرب و متخصص، دادن آگاهی­های لازم به خانواده­ها نیز از دیگر اقداماتی است که می ­تواند مفید باشد. هنگامی که خانواده­ها از اصول بهداشتی آگاه باشند و بدانند که چگونه از فرزندانشان مراقبت کنند، می­توان امیدوار بود که سلامت جسمی و روانی فرزندان به میزان زیادی تأمین شده است. یکی از مهم­ترین راه­ها، آموزش مستقیم به خود کودک می­باشد. اگر کودک بداند که چه خطرات و آسیب­هایی در انتظار اوست و چگونه می ­تواند با آنها مقابله کند، بهتر می ­تواند از خود در مقابل آسیب­ها محافظت نماید.

سازمان­های مردمی نیز در این راستا نقش مهمی دارند. سازمان­ها به یاری متخصصان خود، با دادن آموزش مورد نیاز و مناسب به والدین و فرزندان کمک فراوانی به این امر می­نمایند. مثلاً، آنها با آموزش اصول بهداشتی به کودکان که می ­تواند شامل مهارت­هایی چون: روش صحیح شستن دست­ها، مسواک زدن و … باشد، در بهبود سطح بهداشت جسمانی کودکان و نوجوانان می­کوشند. همچنین، این نهادها با در اختیار قرار دادن رایگان وسایل بهداشتی مانند دارو به محله­های فقیرنشین، به رفع مشکلات آنان کمک شایان ذکری می­ کنند.

این سازمان­ها با جذب پزشکان و پرستارانی که داوطلبانه و بدون چشم­داشت مالی حاضرند به خانواده­های بی­بضاعت کمک کنند، نقش مهمی را در درمان کودکان ایفا می­ کنند. برای مثال، انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان، از مشاوران بهداشت، پزشکان و پرستاران بهره می­برد که باعث بهبود سطح سلامت کودکان می­شود. از سوی دیگر، این انجمن با معرفی کودکان مبتلا به بیماری­های خاص به مراکز درمانی و بیمارستان­هایی که امکانات خود را در اختیار بیماران تحت پوشش این مؤسسه­ها و انجمن­های مردمی قرار می­ دهند، در جذب خدمات پزشکی رایگان گام بر می­دارند

[۱] .توریسم جنسی کودکان یک تراژدی، ترجمه بهناز عامری، سایت دکتر رحمت سخنی

[۲] .سایت اینترنتی  انجمن حمایت از حقوق کودکان

 

[۳]  . جمال، بیگی، بزه­دیدگی اطفال در حقوق ایران، چاپ اول، نشر میزان، ۱۳۸۴،ص۳۱۴

[۴] . به نقل از :هادی بهشتی شیرازی ،نقش و اهداف آموزش ،روزنامه خرداد،مورخ ۲/۴/۱۳۷۸

[۵]  . هادی ،بهشتی،نقش و اهداف آموزش ،روزنامه خرداد،۲/۴/۱۳۷۸

[۶]  .علی ، علاقه بند،جامعه شناسی آموزش و پرورش،چاپ اول ، تهران،انتشارات کتابخانه فروردین،بیتا،ص ۲۰

[۷] . به نقل از :هادی بهشتی شیرازی ،نقش و اهداف آموزش ،روزنامه خرداد،مورخ ۲/۴/۱۳۷۸

[۸] . یحیی ،گوهریان ، راهکارهای عملی برای محو بی سوادی ،روزنامه جمهوری اسلامی ایران،۱۸/۶/۱۳۷۷

[۹] .باهر حسین،نکاتی پیرامون حقوق کودک ونوجوان،ماهنامه دادرسی،شمارع۵و۶،۱۳۷۶،ص ۲۹

 

  1. http://zendegi-amoozesh.blogfa.com

 

[۱۱] . علی عیسی. زادکان، سیامک.(شیخی، ۱۳۸۴). بررسی راهبردهای کنترلی با سلامت عمومی کودکان. دوماهنامه دانشکدۀ روانشناسی دانشگاه ارومیه. دورۀ نهم.شمارۀ ۵٫ص۸۴

 

مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *