اجتماعی

در نظریه دیگری که به رشد اجتماعی اشاره شده است نظریه یاد گیری اجتماعی آلبرت بندورا[1] است که معتقد است یاد گیری از طریق مشاهده ،تقلید والگو برداری صورت می گیرد .ورشد اجتماعی را از یک سو به محیط فیزیکی ،خانواده ،گروه همسالان وسایر تأثیرات اجتماعی مربوط می داند واز سوی دیگر معتقداست که تواناییها ی شناختی ،خصوصیات جسمی وباورها ونگرش ها ی کودکان ونوجوانان تأثیر متقابل خود را برمحیط باقی می گذارند واین دو عامل محیطی وشناختی در ارتباط متقابل با رفتارهای فرد است .

رابرت سلمان[2] نیز از دیگر نظریه پردازان یادگیری اجتماعی است که نظریه ایفای نقش اجتماعی را مطرح کرده است ولی معتقداست که یاد گیری هویت بزرگسالی از طریق تجربه نقشها در موقعیت های گوناگون اجتماعی (مدرسه ،فعالیت ورزشی ،ارتباط خانواده و...)در نوجوانی صورت می گیرد. نظریه پرداز دیگر یادگیری اجتماعی‏، دیوید الکیند[3]،براین باوراست که نوجوانی عبارت است از یادگیری اجتماعی گذار از خود مرکزی به جامعه مرکزی(وردی، 1389).

     777777  

رشد اجتماعی

  55555555555

رشد اجتماعی[4] به مجموعه متوازنی از مهارت‌های اجتماعی و رفتارهای انطباقی فراگرفته شده، مربوط است که فرد را قادر می‌سازد با افراد دیگر روابط متقابل مطلوب داشته باشد، واکنش‌های مثبت بروز دهد و از رفتارهایی که پیامد منفی دارند، اجتناب ورزد. وجود مهارتهایی چون همکاری، مسئولیت‌پذیری، همدلی، خویشتن داری و خود اتکایی از مؤلفه‌های رشد اجتماعی به‌شمار می‌رود (کارتلج[5] ، 2003).

انسان حداقل از سه جنبه رشد می کند رشد جسمانی که بزرگ و توانا می شود ، رشد ذهنی مثل خزانه لغات  و تجربیات  و مهارتها در حل مسائل  و رشد اجتماعی . رشد اجتماعی  یعنی به سطحی از مهارتها در روابط اجتماعی دست یافته باشیم که بتوانیم با مردم به راحتی زندگی کنیم و سازگاری داشته باشیم. معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هر کس میزان سازگاری او با دیگران است این دیگران شامل افراد خانواده، معلمان، دوستان، و بستگان گرفته تا افراد محیط اطراف شما حتی کسانی که برای اولین بار با آنها برخورد می کنید می شود.

رشد اجتماعی نه تنها در سازگاری با اطرافیان موثر است  بلکه بعدها در میزان موفقیت شغلی و پیشرفت اجتماعی تان نیز موثر است . از راه مبادله عواطف و احترام با دیگران است که رضایت بدست می آید همین طور احساس مفید بودن و خوشبختی. چرا رشد اجتماعی ضروری است؟ برای اینکه انسان موجودی است اجتماعی و ادامه زندگی به صورت انفرادی برای او تقریبا غیر ممکن است انسان به محض تولد و با دریافت اولین احساس در رابطه با دیگران قرار می گیرد . رفتار اجتماعی مناسب فقط از راه یادگیری آموخته می شود و با تمرین و تکرار عادت می شود در این روند بیشتر از همه به کوشش و خواست خود فرد بستگی دارد . اما عواملی چون پدر و مادر ، خانواده، معلم، دوستان، حتی مطالبی که می خوانیم و فیلم هایی که می بینیم در آن تاثیر دارند (وایتزمن[6]، 2004).

اهمیت رشد اجتماعی در این است که  آنچه که دیگران در باره ما می اندیشند مهم است. در بیشتر موارد فعالیت ما با این هدف است که تصویب و تایید دیگران را بدست آوریم و سازگاری اجتماعی تا حد قابل توجهی بستگی به این دارد که دیگران فکر می کنند « ما چگونه آدمی هستیم ».

اگر رشد نایافتگی را بررسی کنیم می بینیم کودک خردسال وابسته است برای همه چیز ، عموما و کلا خودخواه است، میزان توجه اش به خواست دیگران صفر است، به حقوق خود قانع نیست، تمرکز فکر ندارد و هر لحضه به چیز خاصی مشغول است، ( ثبات ندارد ). ارتباط کودکان با واقعیت کم است و تخیلی هستند، به محرکهای آنی توجه دارند و لحظه بعد را نمی اندیشند، اینها همگی علایم رشد نایافتگی هستند و هر چه فرد رشد کند از اینها فاصله  گرفته و در جهت مقابل قرار می گیرد (فاتحی زاده، 1389).

 

آموزش زندگی اجتماعی

بیشتر کودکان زندگی اجتماعی را غیر مستقیم می آموزند مثلا  می آموزند که اگر فلان رفتار را داشته باشند تحسین می شوند و از آنجا می فهمند که آن رفتار درست است و بر عکس سرزنش و مجازات والدین برای کودک چنین معنی می دهد که از او اشتباهی سرزده ، البته فرصت یادگیری مقررات اجتماعی برای همه کودکان یکسان نیست .

 

نشانه های رشد اجتماعی

نخستین نشانه رشد اجتماعی استقلال است یعنی توانائی انجام کارها بدون کمک گرفتن از دیگران، استقلال یا آزادی نتیجه دو عامل است نخست احساس توانائی شما در حل مشکلات و هدایت اعمالتان. دوم اعتمادی که خانواده به شما پیدا می کنند که آن نیز نتیجه توانائی است که از خود بروز می دهید. پس یک شخص رشد یافته دائما منتظر کمک دیگران نیست و مستقلا تصمیم می گیرد و اقدام می کند پس در تصمیم گیری نیز استقلال دارد . و اما حد استقلال : زیاده روی در استقلال به نوعی به انسان صدمه می رساند انسان جائی که می بیند همفکری و مشورت و مساعدت دیگران نیاز است باید از آنها کمک بگیرد و از فکر و مشورت دیگران استفاده کند . یعنی اینکه توانائی آنرا داشته باشیم که گهگاهی هم تنها باشیم و از این تنهائی لذت ببریم، همراهی نکردن دیگران نباید باعث چشم پوشی ما از علاقه مندی های مان شود.   پذیرش مسئولیت : انسان رشد یافته اجتماعی انسانی است مسئولیت پذیر ، از پذیرش مسئولیت فرار نمی کند، از بعهده گرفتن مسئولیت های ولو سنگین که از عهده وی برمی آید استقبال می کند. با پذیرش مسئولیت و مبارزه با مشکلات و درگیر شدن با مسائل است که انسان رشد می یابد و استعدادهای نهفته اش شکوفا می شود و از این طریق است که اعتماد به نفس در انسان پا می گیرد (شجری، 1390).

آینده نگری: انسان رشد یافته اجتماعی آینده نگر است ، و درک می کند که تصمیم امروزش ممکن است بر زندگی فرداها و سالهای آینده اش تاثیر بگذارد، پس پیش از اینکه به محرکهای آنی و لذتهای آنی فکر کند به دراز مدت می اندیشد .

میانه روی : انسان رشد یافته اجتماعی از هر نظر خود را متعادل نگه می دارد چه در لذت، چه در کارها ، و غیره در لذت بردن، ورزش ، معاشرت ، مطالعه، و در همه چیز حد اعتدالی برای خود قائل است .

امیدواری و خوش بینی: انسان رشد یافته اجتماعی در مسائل مهم زندگی موضع گیری می کند و در حرکت به سوی خوشبختی انسان ها سهمی مثبت به عهده می گیرد . در مقابل رویدادهای غیر منتظره و حوادث ناگوار خود را نمی بازد، هر نوجوانی برای رسیدن به مرحله استقلال کامل و زندگی مستقلانه مشکلات زیادی دارد که باید بردبار باشد و امیدوار، زندگی کردن مساوی است با روبرو شدن با مشکل و این نیازمند به امیدواری است، امیدواری به اینکه از عهده حل مشکل بر خواهم آمد.

شوخ طبعی و بذله گوئی: خندیدن به اشتباه دیگران آسان است اما اگر با ضعف ها و شکست های خودمان نیز با روحیه شاد و آسان گیر برخورد  کنیم موفق تر یم اگر بتوانیم قضیه را (اشتباهات خودمان را)  با کمی شوخی توام کنیم بعد ها نسبت به این ضعف ها و شکستها زیاد حساس نخواهیم شد. و این را باید عمیقا درک کنیم که هیچ انسانی کامل نیست و ضعف هایی دارد و ما هم انسانیم .

سازگاری با دیگران : توجه به دیگران و ارزش قائل شدن برای دیگران، مهربانی و نرمش در ایجاد روابط خوب، و انتخاب زبان ویژه یعنی واژه های مناسب برای هر موقعیت  اهمیت دارد، گاهی عوض کردن یک کلمه یا مترادف آن از بروز دلگیریها و مشکلات جلوگیری می کند .

فعالیتهای گروهی: انسان رشد یافته اجتماعی در فعالیتها ی گروهی شرکت می کند و سهم خود را به خوبی انجام می دهد.

قضاوت در مورد دیگران: انسان رشد یافته اجتماعی قضاوتش در مورد اشخاص منحصرا بر اساس رفتار خود آن افراد است و تحت تاثیر پیش داوری های گروهی نیست.

کمک کردن به دیگران: انسان رشد یافته اجتماعی به دیگران کمک می کند و از کمک به دیگران لذت می برد نه بدین منظور که آنها روزی تلافی کنند .

کسب توجه و تایید دیگران به صورت معقول : انسان رشد یافته اجتماعی از طریق موفقیت ها و فعالیتها و ارتقاء شخصیت توجه و تایید دیگران را بدست می آورد نه کارهای غیر عادی .

پذیرش انتقاد: انسان رشد یافته اجتماعی از انتقاد نمی هراسد و نمی رنجد و انتقادات خود را نیز با بیانی ملایم مطرح می سازد.

همکاری هوشمندانه: انسان رشد یافته اجتماعی به رقابت ستیزه جویانه دست نمی زند و بیشتر به همکاری هوشمندانه روی می آورد.

پذیرش کمبود ها و نارسائی ها: انسان رشد یافته اجتماعی کمبودها و نارسائی ها را می پذیرد و سعی نمی کند این کمبودها تمام زندگی وی را تحت شعاع داشته باشد.

نتیجه ی رشد اجتماعی،  همانا  مهارت اجتماعی  دانش آموزا ن است  و  مهارت اجتماعی استعدادی است که باعث بروز رفتارهایی می شود که به  صورت مثبت یا منفی تقویت می شوند و نه رفتارهایی که مورد تنبیه وا قع می شوند یا توسط دیگران خاموش می شوند .این مهارتها می توانند در روابط آ دمی با دیگران نتایج مثبت و موفقیت آمیزی به وجود آورند(کارتلج[7]، 2004).

 

مهارت های اجتماعی شامل

مهارت در تشخیص خصوصیات گروه؛ مهارت در ارتباط گیری با گروه؛  مهارت گوش دادن؛ مهارت همدردی؛  مهارت در ارتباط غیر کلامی؛ مهارت  در تشخیص ا حساس ها ی خویش؛ و مهارت کنترل خویش است.

 

مهارت های اجتماعی

هدف از آموزش مهارت های اجتماعی در مدرسه آن است که دانش آموزان بتوانند در جامعه عقاید خود را بیان و از نظرات خود دفاع کنند با دوستان هم کلاسان همسایگان ارتباط بگیرند و با آن ها هم دردی و هم فکری نشان دهند. مهارت لازم برای قبول مسئولیت نه گفتن در صورت لزوم نحوه ی استفاده از وسایل ارتباط جمعی خواندن، سخن گفتن، نوشتن و ..... را کسب کنند و در جامعه نقش مشارکتی فعال داشته باشند. برای این که امروزه زندگی به استفاده از ابزارهای خاص نیاز دارد. بنابراین مهارت های اجتماعی را می توان به سه گروه تقسیم کرد:

  • مهارت های ابتدایی : این مهارت حداقل آن چیزی است که برای انجام فعالیت های گروهی لازم است و اگر دانش آموزان فاقد آن باشند قادر به کار نخواهند بود . این مهارت ها عبارتند از: مسئولیت پذیری، نظم و انضباط، وظیفه شناسی، هم دردی، احترام به دیگران و ....
  • مهارت های اجرایی: دانش آموزان با کمک این مهارت می توانند افکار عقاید و نظرات خود را به راحتی با دیگران در میان بگذارند وبه بحث و تجزیه و تحلیل آن ها بپردازند. در صورت لزوم از این عقاید و نظرات دفاع کنند و یا به کمک دیگران این نظرات را اصلاح و از دوستان خود به خاطر این اصلاح قدردانی کنند.
  • مهارت های پیچیده: دانش آموزان با استفاده از این مهارت می توانند با اعضای گروه به توافق برسند و این که از نظرات دیگران انتقاد کنند و به ارزیابی فعالیت های گروه بپردازند. در واقع با کسب این مهارت یادگیری دانش آموزان به سطوح بالاتر حیطه ی شناختی هدایت می شوند. تجزیه وتحلیل نظرات اعضای گروه ترکیب چند نظریه و ارائه ی یک نتیجه ی واحد از جمله این موارد است ( عامری، 1389).

 

مهارت های ارتباطی

بخش عمده ای از مهارت های اجتماعی مهارت های ارتباطی هستند که به دلیل اهمیت و ارتباط آن ها با کتاب های علوم اجتماعی به طور نمونه به آن ها می پردازیم. امروزه همه ی جوامع نیاز دائمی و بیش از پیش به آموزش وپرورش را تصدیق کرده اند و بر این امر واقفندکه تحقق جامعه پذیری فرهنگ پذیری نظم اجتماعی و توسعه ی پایدار جز از طریق آموزش حاصل نخواهد شد. و همانگونه که اگوست کنت[8] می گوید : تعلیم و تربیت باید عام باشد . نه فقط عقل و اندیشه را بپرورد، بلکه از آن جهت که نهاد اجتماعی و ابزار کارجامعه است ، باید تفاهم و هم دلی با دیگر ابنای نوع را توسعه داده و تقویت کند که جز با آموزش مهارت های ارتباطی ( فردی، میان فردی، گروهی و جهانی ) حاصل نخواهد شد.

نهادهای اجتماعی، از جمله نهاد آموزش و پرورش، باید زمینه های لازم را برای اعضای خود در خصوص برقراری ارتباط صحیح با محیط به منظور ایجاد ارتباط با افراد مهیا کند . دانش آموزان به عنوان اعضای جامعه باید بدانند، در جامعه ای که در آن زندگی می کنند، چگونه نقش های خود را به نحو احسن ایفا کنند .

   66666b6666666666

ارتباط و مهارت های ارتباطی و نقش آن در زندگی اجتماعی از جمله مباحث مورد توجه جامعه شناسان، روان شناسان و متخصصان علم ارتباطات است. از منظر روان شناسی، ارتباط با دیگران، از مقوله ی مهارت های اجتماعی محسوب می شود.

مهارت ارتباط فردی و میان فردی

هوش عاطفی، از جمله مفاهیمی است که به مجموعه ی گسترده ای از مهارت ها و استعدادهای فردی و مهارت های میان فردی اشاره دارد. مایر[9] (1993) ، هوش عاطفی را توانایی درک و فهم چگونگی بروز یا کنترل عواطف و احساسات خود می داند. گلمن[10] (1995) . مفهوم هوش عاطفی را به صورت گسترده تری در نظر می گیرد که شامل: خوش بینی، هوشیاری، انگیزش، خودنظم دهی، هم دلی، هم دردی، کفایت و شایستگی اجتماعی است . او بر این باور است که هوش عاطفی، پنج مهارت را در بر می گیرد: شناخت احساسات خود، کنترل احساسات، ترغیب خود، شناسایی احساسات دیگران و تنظیم روابط خود با دیگران.

هاوزر [11]( 1996) در تحقیق خود در باره ی ( عکس العمل های احساسی و پایگاه در گروه ها ) براساس تکنیک آزمایش ، به نتایج جالبی رسیدند . آنها معتقدند که احساس و پایگاه ، دو عنصر مهم در روابط متقابل انسان ها در گروه هستند .

لارویون[12] ( 1998 ) در مطالعه ی خود تحت عنوان ( ساختار شبکه و احساس در روابط متقابل ) به این نتیجه رسیدند که انسان ها وقتی در شبکه ی روابط اجتماعی با هم ارتباط متقابل برقرار می کنند، احساس مثبت به دست می آورند. اگر روابط بین انسان ها دچار اختلال شود، به تدریج احساس مثبت متقابل از بین می رود. آنها براساس تئوری همبستگی ارتباطی نظریاتی را در زمینه ی ارتباطات مطرح کرده اند.

 

مهارت ارتباط گروهی

جرج هربرت مید ( 1929 ) ، از جامعه شناسان معروف، مکانیسم اجتماعی شدن انسان را با تحلیلی از توسعه خود در انسان ، نشان می دهد . از دید او ، مفهوم خود در فرد، به دلیل ارتباطات اجتماعی وی شکل می گیرد و توسعه می یابد. من مفعولی ( اجتماعی )، مجموعه ای از رفتارهای شکل گرفته ی دیگران است که فرد آموخته است. به این ترتیب من مفعولی ، مکانیزم هم نوایی و کنترل اجتماعی است ( ریتزر، 2007).

از دیدگاه کنش متقابل نمادی ، انسان به عنوان کنشگر ، ناگزیر از ارتباط با دیگران است. تمامی اشکال کنش متقابل و تا حد وسیعی کنش اجتماعی از جانب کنشگران اجتماعی، مستلزم فرستادن و گرفتن پیام هستند که نمادها در این مورد ، دو کارکرد اساسی را ایفا می کنند: کارکرد ارتباط و کاربرد مشارکت فرد نیز در دوران نوجوانی در مرحله ی فشرده ی اجتماعی شدن، دوره ی جدیدی از کنش های متقابل و ارتباطات جدید را درک می کند که لازمه ی موفقیت او در جامعه، اخذ فرهنگ، یگانگی فرهنگ با شخصیت و تطابق با محیط اجتماعی است که جز در سایه ی ارتباط حاصل نخواهد شد (روشه ، 1389).

 

مهارت ارتباط جهانی

نهادهای آموزش و پرورش در جوامع امروز، ابزارهای مهم تحقق هدف ها و مقاصد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی محسوب می شوند که به شدت تحت تاثیر رویکردهای نظام جهانی قرار دارند. با توجه به هدف مدرسه که آماده سازی کودکان ونوجوانان برای زندگی درجامعه است، انتظار می رود که مدرسه با تغییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در سطح ملی و بین المللی هم سو و هم جهت باشد. در غیر این صورت، منسوخ خواهد شد و آموزش های غیر رسمی و فراملی جای آن را خواهد گرفت.

جوان امروز در آستانه ی ورود به خانواده ی بزرگ جهانی ، در حال خروج از فردگرایی و انزوا ، با انبوهی از اطلاعات، دنیایی متغیر، ارزش ها و هنجارهای متزلزل ، تضادهای گروهی، تعارض بین نسلی و .... روبه روست که باید از طریق آموزش، به ویژه از طریق کتاب های علوم اجتماعی ، برای دگرگونی آماده شود . آموزش در جهت تقویت رفتارهای عقلانی، حس هم دردی نسبت به انسانیت، تقویت احساس هویت ملی، پرهیز از قضاوت های قالبی و کلیشه ای، کسب تصویری واقعی از دنیای خارج و نهایتاً، آموزش جهانمندی در سه سطح شناختی ، مهارتی و نگرشی باید صورت گیرد .

مسئولیت پذیری دانش آموزان یکی از ارزش های مهم و غالب اجتماعی  است و زمانی عملی می شود که وجدان جمعی بیدار و پرورش یابد . وجدان جمعی عبارت است از این که در تک تک دانش آموزان ا حساس تعهد؛  مسئولیت پذیری؛ ا حساس تکلیف الهی ؛  پاسخگو بودن؛  و وجدا ن فردی شکل بگیرد و پرورش یابد و جوانان بتوانند کیفیت های ایجاد شده را با هم هماهنگ، و تعهدات گروهی را پایه گذاری کنند تا در نهایت به تعهد اجتماعی منجر شود. رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری دانش آموزان را می توان در ابعاد مختلف خانواده، مدرسه، جامعه مورد ارزیابی قرار داد .

 

بُعد خانواده

خانواده، نهاد یا جایی است که رشد اجتماعی و به دنبال آن مسئولیت پذیری به صورت واقعی شکل گرفته و نهادینه می شود. رفتارها و عملکرد ها در خانواده وا قعی تر از جامعه و مدرسه است. بر این اساس بهترمی توان آن را ارزیابی و اصلاح کرد.

خانواده در زمره ی گروه های غیر رسمی است که هدف عمده ی آن اجتماعی کردن است و به لحاظ دارا بودن ویژگی های گروه نخستین و ایجاد روابط چهره به چهره و صمیمانه بین اعضای خانوا ده و همچنین برانگیختن تعلقات شد ید احساسی و عاطفی، بیشترین تأ ثیر را در پذیرش ارزش ها و الگوهای رفتار اجتماعی و یا به عبارتی اجتماعی شدن هدایت می کند.

زیر بنای مشارکت در جامعه و خانوا ده این است که اعضای خانواده و به ویژه دانش آ موزان به درجه ی مطلوبی از رشد اجتماعی رسیده باشند. بر این اسا س لازم است مهارت های اجتماعی آنان مورد بازنگری و تقویت قرار گیرد . مدرسه معمولاً یافته های علمی و دا نشی را به دانش آ موزان می دهد و این یافته ها زمانی که با مهارت های اجتماعی تلفیق شود به مسئولیت پذیری منجر می گردد.

یکی از نمود های عملیاتی رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری این است که دانش آموزا ن به صورت مطلوب و خود جوش از یافته های مدرسه در حل مشکلات خانواده بهره گیرند. زمانی که دا نش آموزا ن به دانش روز مجهز شوند ، اما از آن در امور خانواده بهره نگیرند، مطلوب نیست . زمانی می توا ن عملکرد دانش آموزان را مطلوب و مفید دانست که آن ها دانش ِآموخته شده را در خانواده جاری نمایند. دانش و رشد اجتماعی دو روی یک سکه هستند و تلفیق آ ن ها منجر به شکل گیری مسئولیت پذیری می شود و نمود دیگر این که دانش آ موزان تکالیف خود را در منزل بدون گوشزد و یادآوری دیگران انجام دهند . یکی از مشکلات خانواده ها این است که دانش آ موزان تکالیف خود را به خوبی انجام نمی دهند و لازم است مدرسه یا خانواده قبل ا ز تأ کید بر انجام تکالیف ، روی رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری آنان کار کند . زمانی که این دو کیفیت ایجاد شد انجام تکالیف به راحتی صورت می گیرد .

 

بُعد مدرسه

مدرسه نهادی است که رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری در آن پرورش یافته و چکش کاری  می شود . شرکت در فعالیت های درسی توسط دانش آ موزان امری است که وظیفه ی رسمی آنان محسوب می شود . هر چقدر دانش آموزان بیشتر  داوطلب شرکت در فعالیت های فوق برنامه باشند ، بیانگر رشد اجتماعی است .

یکی از جنبه های مهم تعامل دانش آ موزان که بیانگر رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری است بازی های آنان است . بازی وسیله ای برای افزایش فعالیت های مربوط به مهارت های اجتماعی به شمار  می رود . بازی می تواند وسیله ای برای آموزش مهارت هایی چون رعایت نوبت ؛ شراکت در ابزار ؛ برنده یا بازنده ی خوب شدن ؛ کار گروهی ؛ تعاون ؛ توجه به جزئیات ؛ پیروی از مقررات ؛ خویشتن داری و انواع مهارت های حل مسأله باشد(احمدی و دیگران ، 1389).

به نظر « گوردن[13] » بازی نوعی تقلید از زندگی واقعی و وسیله ای برای آزمودن حوادث دنیای واقعی است . میزان ، نحوه و کیفیت بازی دانش آ موزا ن بیانگر رشد اجتماعی آنان است.

در کلاس درس امور مختلفی وجود دارد که معلم و دانش آ موز باید به کمک همدیگر در مورد آن ها تصمیم گیری نمایند .هرچه قدر دانش آ موزا ن از رشداجتماعی کمتری برخوردا ر باشند ، نقش معلم در تصمیم گیری پررنگ تر شده وتصمیم گیری انفرادی برکلا س درس حاکم می شود. تصمیم گیری در مورد چگونگی تدریس ؛ محتوا ؛ نوع و نحوه ی امتحان ؛  نحوه ی کلا س داری و ... باید مشارکتی انجام شود که رشد اجتماعی دانش آ موزان تضمین کننده ی آن می باشد .

یکی از جنبه های توسعه یافتگی دانش آموزان این است که در تصمیم گیری های مختلف مربوط به ادا ره ی مدرسه مشارکت جدی و فعا ل داشته باشند . تحقق شعار و آرمان مدرسه محوری بستگی به درجه و میزان رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری دانش آ موزان دارد(شفیع آبادی، 1387).

بُعد جامعه

نمود عملی رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری دانش آ موزان ، در جامعه مشروعیت می یابد . رفتارها و عملکرد ها ی دانش آموزا ن در امور جامعه و ا مور شهروندی موجب میگردد که آنان خودشان را محک بزنند . همچنین فرصتی فراهم می شود تا بهتر بتوان مهارت های اجتماعی را سنجید .

جامعه ی سالم یکی از نهادهایی است که به خوبی و با معیارهای واقعی می تواند در مورد رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری محصولات آ موزشی و پرورشی قضاوت واقعی نموده و راه کارهای مناسبی برای اصلاح آن ارائه نماید .

به طور کلی معیارهایی را که توجه به آن ها بیانگر رشد اجتماعی در بُعد رعایت هنجارهای جامعه است ، می توان به شرح زیر بیان نمود :

  • رعایت نوبت در گرفتن امکانات مختلف ؛
  • رعایت ادب و نزاکت در برخورد با دیگران ؛
  • مصون ماندن از بلایای اجتماعی نظیر اعتیاد به مواد مخدر ؛
  • نداشتن بزهکاری های خفیف یا متوسط؛
  • پیروی از مقررات جمعی؛
  • آراستن ظاهر مطابق با ارزش های مناسب جامعه؛
  • رفت و آ مد مناسب ، رفتار متعا د ل در تغذیه؛

منظور از رشد اجتماعی این است که فرد بتواند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند و رشدونمو لازم را برای برقراری روابط اجتماعی بهدست آورد. هیچ کودکی هنگام تولد، موجودی اجتماعی نیست، بلکه رفتار و سازگاری اجتماعی خود را در تماس با مردم میآموزد. خانواده نخستین و مهمترین محیطی است که کودک در آن از چگونگی روابط اجتماعی آگاه میشود.

بسیاری از جامعهشناسان و روانشناسان معتقدند، تجربههایی که کودک در سالهای نخست زندگی در محیط خانواده کسب میکند، زیربنای شخصیت و رفتارهای بعدی او است. خانوادهها با توجه به حوزههای فرهنگی که بدان وابسته هستند و آرمانهای فرهنگیای که دارند، در تربیت فرزندان خود از روشهای تربیتی متفاوتی استفاده میکنند که هدف تمام این شیوههای تربیتی و پرورشی، آماده کردن کودک برای ایفای نقشی است که حوزههای فرهنگی حاکم، برای آنها ترسیم کردهاند. همچنین روشهای تربیتی کودکان در طول قرنها، دستخوش تغییرات چشمگیری بوده است. در گذشته انضباط و سختگیریهای زیادی بر کودکان تحمیل میشد، اما اکنون در برنامههای تربیتی کودکان، نیازها و خواستههای آنان مطرح شده و توجه به آنها، محور اصلی تربیت تلقی میشود

[1] Albert Bandura

[2]. Robert Selman

[3]. David Alkyind

[4]. Social Development

[5] kartleg

[6] .Weitzman, Ellis

[7] Kartlej

[8]. kont

1.Mayer

[10]. Golman

[11].Hoozer

[12]. Laroyon

[13]. Gordon

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

مطالب مرتبط

مقاله ها و پایان نامه ها

3-5-2- پرسشنامه شیوه های حل مسئله کسیدی و لانگ

این مقیاس را کسیدی و لانگ (1996)، طی دو مرحله ساخته اند و دارای 24 پرسش است که شش عامل را می سنجد و هر کدام از عوامل در برگیرنده چهار ماده آزمون می باشند. ادامه مطلب…

مقاله ها و پایان نامه ها

مزایای برون سپاری:

- کاهش هزینه‌های عملیاتی - تمرکز سازمان بر فرآیندهای محوری خود   55555555555 - اعمال کیفیت       777777   - دست‌یابی به تخصص‌های برون سازمانی - آزادسازی منابع درون سازمانی برای هدف‌های اصلی ادامه مطلب…

مقاله ها و پایان نامه ها

دلایل برون سپاری و منافع مورد انتظار:

دلایل برون سپاری و منافع مورد انتظار: در تمام مطالب زیر علاوه بر سازمانها ، شامل اشخاص حقیقی هم می شود و اشخاص حقیقی هم می توانند کارخایشان را برون سپاری کنند : درباره ی ادامه مطلب…

background

برای پیدا کردن مطالب مشابه در این سایت ، از قسمت جستجو استفاده کنید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

[do_widget id=search-4]